سه‌شنبه، مرداد ۰۳، ۱۳۸۵

خودم 1

اون روزی که اومدم اینجا تا غرغر کنم و خیلی بهم چسبید تصمیم گرفتم گاهی هم غرغر ها و حرفامو اینجا بزنم تا حرف نزده از دنیا نرم! اگه کسی حوصله اشو نداره وقتی تایتل "خودم" رو دید، خب نخونه!ا
ـ1ـ از دیدن و شنیدن اخبار لبنان عصبی میشم.میدونید هیچکدوم از ما حتی دلسوزترینمون حال اونا رو نمیفهمیم.یادتونه توی تهران شایعه شده بود زلزله میاد و چقدر مردم هراسون بودن؟ اصلا یادتونه زمان موشک بارون تهرانو؟ حالا اونو صد برابر وحشتناکترش بکنید!!ا
ـ2ـ همکاریکی از دوستام برام خیلی موجود جالبی بود.یه دختر لاغر مردنی با موهای زرد زرد که همیشه گیج و ویج بود و همش در حال سیگار کشیدن.هر وقت اونو میدیدم فکر میکردم یا معتاده یا یه مشکل بزرگی تو زندگیش داره. امروز دوستم داستان زندگی اونو برام تعریف کرد.شوکه شدم.این دختر روسه که چند سال پیش با یه آمریکایی ازدواج کرده.از اون مردای خشن و لات که همش زنشونو کتک میزدن.این دختر هم چون یه بچه از اون مرد داشته تحمل میکرده.تا اینکه یه روز که دیگه داشته به قصد کشت زنه رو میزده همسایه ها به دادش میرسن و پلیس صدا میکنن.الانم از هم جدا شدن .بچه رو به زنه دادن و مرده حق دیدن بچه رو هم نداره...حالا تصورش بکنید اگه ایران بود چی میشد؟بچه که مال مرده بود.اگه مرده نمیخواست طلاق بده سالها طول میکشید که آیا زنه به حقش برسه یا نه و هزار و یک کثافت دیگه!!ا
ـ3ـ رفتم موهامو کوتاه کوتاه کردم!خیلی خیلی بهم میاد.اعتماد به نفسو حال میکنید؟! حالا چرا رفتم این کارو کردم؟ برای اینکه از این الهام خسته شده بودم.دلزده شده بودم.چه ظاهری چه درونی.میخوام دوباره از جام بلند بشم و خودم بشم..خود خودم..برام مهم نیست دیگه بقیه چی فکر کنن!ا
ـ4ـ چند نفر این چند روز وقتی خواستن سنم رو حدس بزنن گفتن حداکثر 25 سال!! دیگه از خدا چی میخوام!ا
ـ5ـ فسقلی اول که منو با موهای کوتاه کرده دید هیچی نفهمید.بعد از نیم ساعت با تعجب گفت:مامان چرا کله ات اینطوری شده؟؟
ـ6ـ داشتم با یه دختر ایرانی که تازه باهاش دوست شدم حرف میزدم،بهش گفتم دلم برای خیابونای کثیف تهران تنگ شده.اون جواب داد :من حتی دلم برای بقال محلمونم تنگ شده! خلاصه همینجوری که حرف میزدیم معلوم شد که سالها همسایه بودیم و نمیدونستیم و بقال محلمون هم یکی بوده!....خب پس چرا دل من برای علی آقا بقال تنگ نشده؟؟!ا
ـ7ـ کارمو چند هفته است شروع کردم ولی فعلا تو خونه است چون اجازه کارم دو ماه دیگه میاد. اولا یه کمی سخت بود و نمیتونستم زمانمو تنظیم کنم که به همه چی برسم اما حالا همه چی خوبه.کارمم دوست دارم و البته رییسم رو هم همینطور!! آخه رییسم آقای همسره! به غیر از اون که کسی منو استخدام نمیکنه که!!تازه شاید اونم تو رو دروایسی این کارو کرده!ا
ـ8ـ اولین نشونه های فکر کردن فسقلی به زبون انگلیسی هویدا شده.امروز ازش میپرسم کی فلان کارو کردی؟ میگه : همون موقع که بابا منو از مدرسه بلند کرد!ا
ـ9ـ آقای همسر مهربونم، دلم برات تنگ شده!ا

۱۲ نظر:

یک پیرمرد گفت...

نوشتن روز مرگی هایت هم به زیبایی دیگر نوشته هایت است بانو! شاد باشی

سیروس گفت...

بانو جان،منظور بدی ندارم اما حرفهای دلت نیز خنده به لب من میآورد! (تو همیشه با خنده من مشکل داشتی یادته؟

ناشناس گفت...

خواستم سلامی عرض کنم
سارا

خاموش گفت...

سلام
زندگی تجربه ای است که دیگر به کار نمی آید

الهام بانو گفت...

آقای یک پیرمرد، شرمنده میفرمایید

سیروس خان، یه چی میگیا! بخند آقا جان..بخند تا دنیا بهت بخنده

سارا جون، علیک سلام گل دختر!ا

خاموش عزیز،ممنونم

saghar گفت...

سلام الهام جون خوش به حال تو كه موهات رو كوتاه كردي و خوشگل تر شدي هر چقدر مي خواهي غرغر كن ما هم نازتو مي كشيم ان شا الله اقاي همسرت هم بياد كه دلت باز بشه عزيزم خوش به حالت فسقلي من دارم توي كله ام ميزنم تا بتونم انگليسي فكر كنم

مدير گفت...

الهام بانو
گويا كانفليكتي رخ داده. ما در زير كامنت پرمعنايتان مرقوم كرديم. لطفا به آلاچيق مراجعه شود.

محمّد رضا گفت...

الهام بانوی عزیز، متنهای 7 و 9 رو به مطلب " دوست ناباب " اضافه کردم و نتیجه گرفتم: ناباب ترین دوستی که داری، آقای همسره، البته با حضور استثنائی فسقلی. شاد بمونید الهی

الهام بانو گفت...

ساغر مهربونم، ممنونتم.همه چی درست میشه..خیلی زودتر از اون که فکرشو بکنی

مدیر جان،ممنون از توجهت

محمد رضای عزیز، عجب....ریاضی نخوندی؟؟منم به همون نتیجه رسیدم!ا

Elahe گفت...

fekr konam emrooz rooze khoobi basheh,rastesh manam vaghti moohamo kootah mikonam,mantoye kootah mipoosham(vaghti iran boodam,inja ham lebasaye shad mipoosham ),ehsase rahaee o ye joor azadye koodakaneh baraye kashfe chizaye doro baram peida mikonam.shad bashi!

Elahe گفت...

Salaam, mesle inke inja bishtar az yek Elahe comment mizarand!!

الهام بانو گفت...

الهه جان اول،منم همینطورم .ولی این دفه میخوام شادی مستدامی داشته باشم

الهه جون دوم،میدونم کدوم الهه به کدومه ولی میشه یکیتون یه چسوند داشته باشه من قاطی نکنم؟؟!!ا