چهارشنبه، اسفند ۱۰، ۱۳۸۴

غریب

یه چیز میخوام براتون تعریف کنم نگید این دختره چقدر بچه اشو لوس میکنه...گفته بودم که امروز همش با فسقلی مریض تو خونه بودیم.منم امروز بیشتر از همیشه باهاش سر وکله زدم.داشتم در مورد مهد کودکش سین جینش میکردم..پرسیدم:اسم دوستت چی بود؟ اون یه کمی فکر کرد و گفت:برایس..اما اون دیگه دوست من نیست! با تعجب سوال کردم:چرا؟ اونم بیخیال و در حال ور رفتن با یه دایناسور جواب داد:آخه من همش میرفتم پیشش مینشستم اونم عصبانی شد و گفت دیگه پیشم نیا!........آخ اگه بدونید چقدر بهم برخورده!مگر این پسر آمریکایی جزغله رو نبینم که این طفلک غریب منو میچزونه!! پسر من که هزار تا خاطرخواه داشت حالا این نیم وجبی داره از غریبیش سو استفاده میکنه!.فسقلی اصلا ککش هم نگزیده..آخه خودش میدونه یه موقعی تو ایران یه مهد کودکو رو سرش میذاشته حالا هم چند وقت دیگه همین میشه....اما من عجیب بهم برخورده!!ولی اطمینان دارم فسقلی خودش یه جوری حالشو میگیره!! من پسرمو خوب میشناسم...والا !!ا

۲ نظر:

shirin گفت...

cool !

shirin گفت...

the boy sure is gonna regret what he said to liitle one