پنجشنبه، خرداد ۰۴، ۱۳۸۵

خدا

به فسقلی گفتم: خدا بزرگتر از هر چیه که تو میشناسی. همه ده تا انگشتاشو باز کرد گفت: از اینم بزرگتره؟ من که گیج شده بودم گفتم: آره ...خیلی بزرگتره. کنارم نشست و گفت: از هاندرد هاندرد(یعنی صد و صد که بعد از صد و نود و نه میاد!) بزرگتره؟ سرمو تکون دادم یعنی آره. سرشو خاروند و با لحن محکمی گفت: پس خدا یه غوله!! گفتم: نه نه مامان..اونجوری نه که ..منظورم اینه که از همه قویتره..بزرگتره..اونجوری بزرگ نه که ...حتی...حتی توی قلب ما هم هست. یه کمی فکر کرد و گفت: مامان..قلب تو رو پشت بومه؟؟ من با دلخوری از اینکه چرا چرت و پرت میگه پرسیدم: یعنی چی؟ گفت: خب..تو چرا با اون غوله که تو قلبته حرف میزنی پشت بومو نگا میکنی؟؟!! ای بابا.... حالا مشکل شد سه تا!!ا

۵ نظر:

mahsa گفت...

:))) in fesgheli to ajab dastaniye

ناشناس گفت...

کودک شما از این به بعد سوالات از این دست زیاد میپرسد بد نیست در مورد این مطالعه بفرمایید.البته به طور غریزی جوابهای معقولی داده اید و این فسقلی هم قدرت استدلال خوبی دارد
فرزین

ناشناس گفت...

az ghole man fesgheli ro bokhurrrrrrrrrr!!!!
shiva

zohre گفت...

are jedan koodoomesh doroste?chera adama bala ro negah mikonan??
ey ghome be haj rafte kojayid kojayid..deldar haminjast biyayid biyayid

بیلی و من گفت...

از لطف شما ممنونم