دوشنبه، اردیبهشت ۱۸، ۱۳۸۵

دیگه این منطقش نوبره والا!!ا

داشتیم با فسقلی از مهدش میومدیم خونه که یهو یه موش مرده وسط خیابون دیدم.هر چی سعی کردم از روش رد نشم نشد که نشد.با حالت ناراحتی به فسقلی گفتم : یه موش مرده رو زمین بود که یه ماشین قبلا بهش زده بود الان ما از روش رد شدیم. با بی تفاوتی نگام کرد و هیچی نگفت.تو دلم گفتم حتما براش جالب نبوده که مثل همیشه یه چیزی بگه. تو این فکرا بودم که فسقلی فیلسوف مآبانه گفت: اون موشو یه گربه خورده انداخته اونجا! من خندیدم و گفتم: نه مامان جون..آخه اونجوری وسط خیابون که خود گربه هم میره زیر ماشین! دوباره گفت: نه.. نه این نمیشه حتما گربه اونو خورده. جواب دادم: چرا حتما گربه باید خورده باشدش؟ مثل معلما که به شاگردشون درس میدن گفت: مگه نمیدونی که هر حیوونی یه دشمن داره اگه اون گربه مرده بود یه سگ کشته بودش ماشین فقط آدم میکشه دشمن موشم گربه است پس.......... مگه ول کن بود؟ای بابا خیلی خب لجباز! خرخر تو..اصلا یه گربه موشه رو وسط خیابون کشته نشسته دهنشم پاک کرده و رفته..حالا ول میکنی؟؟!!!ا

۲ نظر:

shirin گفت...

LOL!That was funny

ideh گفت...

moosharo ki mikhore,
moosho gorbe mikhore,
mooshe o gorbe,
gandom gole gandom ey khoda,
...
fekr konam fesgheli ino behtar az to balade!!!