دوشنبه، خرداد ۰۸، ۱۳۸۵

زور گویی

وفتی من بچه بودم مامانم موهامو بلند میکرد من دوست داشتم موهام کوتاه باشه. برام عروسک میخرید من آدم آهنی دوست داشتم.دامن تنم میکرد من شلوار دوست داشتم. مامانم دوست داشت بشینم سرجام خاله بازی کنم من دوست داشتم فوتبال بازی کنم. ولی.. من اگه پسرم دوست داشته باشه موهاشم بلند کنه و دامن بپوشه ایراد نمیگیرم.به نظرم پدرو مادر فقط حق دارن نظرشونو بگن نه اونو تحمیل کنن. اگه چیزی کار آمد باشه اون عشق بین فرزند و مادره نه تحمیل کردن شرایط.من به فسقلی میگم که من چیو میپسندم ولی اونو به انجام کاری زور نمیکنم چون نتیجه ای نداره. همونطور که من الانم ذاتمو حفظ کردم.هنوزم از هیچ عروسکی خوشم نمیاد هنوزم فقط شلوار میپوشم هنوزم وقتی موهام بلنده ناراحتم هنوزم عاشق توپم!!ا

۶ نظر:

shiva گفت...

mafegham akidan!

mostafa گفت...

jomleye akhari be jame jahani rabt dasht na ? ;-)

نیلوفر گفت...

باید بگم الهام مدت حدودا 15 سال یا بیشتر بسکتبال بازی میکرده فکر کنم منظورش توپ بسکتباله بیشتر اصلا من اونو بدون توپ بسکتش به خاطر نمیارم مگه نه الهام بانو؟

الهام بانو گفت...

آره نیلوفر جون!درسته..اما تازگیا توپ سبکترو ترجیح میدم..پیریه دیگه!!شوخی کردم!هنوزم عاشق بسکتبالم و به زودی یه چیزیم راجع به این عشق قدیمیم مینویسم!!ا

مدير گفت...

درود
خدا تو را حفظ كناد كگه حداقل مثل پدر مادرهاي ما اجباري بچه بزرگ نمي كني. راستي ازت ممنموم كه نظر داده بودي. علم و صنعتي ها همشون گلن مگه نه؟ ضمنا
تحت عنوان "ازدواج: هندوانه ناگشوده" به روز گردانی شد. لطفا مراجعه فرماييد.
بدرود

مهدی گفت...

اکیدن که چه عرض کنم شدیدن موافقم یک رابطه گرم و صمیمانه بین بچه ها و پدر و مادر هر مشکلی رو حل می کنه تحمیل کردن اثر دراز مدت و نامطلوبی داره !!ـ