یکشنبه، اردیبهشت ۱۰، ۱۳۸۵

بابا جونم


دلم خیلی تنگش شده! وقتی پیش هم بودیم شاید سالی ماهی چند جمله با هم حرف میزدیم که اونم بیشترش سر به سر گذاشتن و کرکری خوندن بود!!هیچوقت مثل حالا حس نکرده بودم چقدر دوسش دارم.پدرتنها موجوديه که هر جوری باشه ، براي بچه هاش تکيه گاه بزرگيه .حضورش آرامش رو هميشه بهمراه داره..شاید هیچ وقت اینو به اندازه این روزا حس نکرده بودم اما وجود داشته ...در سراسر عمرم

۳ نظر:

مامان بانو گفت...

الهام جون تا حالا این موضوع را به پدرت گفتی؟ بهش گفتی گه چقدر دوستش داری؟

Ideh گفت...

pedar hamishe shirine,hamishe bozorge,hamishe ghavie...
va boodan ye pedar hatta age az badtarin noesh baashe hamishe az naboodanesh behtare...

shirin گفت...

feen..feen...I am totally in tears ..I know what you are saying..I can feel it myself...God bless all the good dadies.