سه‌شنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۸۵

هم سن خدا

فسقلی گفت:مامان من تا حالا موش راستکی ندیدم. جواب دادم:اون موقعها که من مدرسه میرفتم خیابونمون یه جوب پهن داشت(بلوار کشاورز) که پر از موش بود بعضی از اونا به اندازه یه گربه بودن!! فسقلی که با دهن باز و چشمهای گشاد شده داشت گوش میکرد آب دهنشو قورت داد و پرسید: اونوقتا که مدرسه میرفتی دایناسورم بود مگه نه؟!!!ا
یعنی میگید فسقلی هم فهمیده من چند سالمه؟!ا

۱ نظر:

shirin گفت...

He will be an expert in Dino logy ! one day !