چهارشنبه، اردیبهشت ۰۶، ۱۳۸۵

یک

خدایی وقتی نوشته قبلی رو دیدم تا چند لحظه خشکم زد!!آدم بره تو وبلاگ خودش یه نوشته جدید ببینه شوکه میشه دیگه.....گفتم چرا این چند روز رفته تو کار پسورد وبلاگم و ازم صد دفه پرسیده!!(حواسم که نداره یادش بمونه!)....خلاصه چشممون روشن آقای همسرم اینجا رو صفا دادن!!اینو نوشتم که بگم این بابای فسقلی همیشه یکه یکه! آدم از خدا چی میخواد؟همسر یک یک..دوستای یک یک....از همه مهمتر فسقلی یک یک!!ا

۲ نظر:

Ideh گفت...

aakh aakh,in aaghaye hamsar neminevise,neminevise,vaghti ham ke minevise chi minevise....!!!!!!!!!!

shirin گفت...

You two are a adorable couple , I am so happy for you :-)