دوشنبه، آبان ۲۸، ۱۳۸۶

تعريف کردن از نوع فسقلي

فسقلي نشسته بود رو کاناپه و با صداي بلند ملچ ملوچ ميکرد و کارتون تام و جري ميديد. قيافه خندانش با اون دهن نارنجي از پفکش، منو وادار کرد که برم جلو و يه ماچ آبدار از لپش بگيرم. اونم برگشت و همينجور که تو صورتم زل زده بود، گفت:« مامـان ..چقدر مژه هات درازه،عين سبيـل تـام ميمونه!» و با دست به طرف تلويزيون اشاره کرد!!ا

۵ نظر:

Aslan گفت...

بابا راست میگه خوب این پسرک ما. چرا تو خونه ریمل حجم دهنده میزنین؟
;)

khale ideh گفت...

fek konnnnnnnnnnnnn
cheloondish???????

ناشناس گفت...

سلام الهام بانو جان بلاگ خيلي جالبي داريد از اول ت آخرشو خوندم عجب كوچولوي با نمكي خدا حفظش كنه
حالا اسمش چيه ؟
خوشحال ميشم به منم سر بزنيد هرچند كلبه شما يه چيز ديگست با اجازتون مي خوام لينكتون كنم تا هعميشه بهتون سر بزنم
شاد باشيد

مريم )ترقه گفت...

سلام الهام بانوووبلاگ خيلي جالبي داريد از اول تا آخرشو خودنم خيلي قشنگه

راستي اسم اين كوچولو چيه؟؟
خوشحال ميشم به كلبه منم سر بزنيد هرچند

مريم )ترقه گفت...

سلام الهام بانوووبلاگ خيلي جالبي داريد از اول تا آخرشو خودنم خيلي قشنگه

راستي اسم اين كوچولو چيه؟؟
خوشحال ميشم به كلبه منم سر بزنيد هرچند