شنبه، آبان ۱۹، ۱۳۸۶

هذيان 3

تمام تنم زخمیست. حکايت من،حکايت یکی بود یکی نبود است!يکي هست و ميگريد، آن يکي نيست! زندگی من مثل بازی بچه هاست .توی این بازی هیچ کس مرا جدی نگرفت حتی تو! چرا؟؟ دیگر نه خودم را می خواهم نه این درد را و نه این نفس که به سختی می آید و می رود و نه هیچ کس دیگررا!!قلبم بد جوری درد می کند! ديروزدوستم نشست و سرم را توی سینه اش گرفت و من زار زدم .به اندازه همه ابر های آسمان زار زدم . سعی می کرد آرامم کند ولی من دیگر حتی معنی آرامش را فراموش کرده بودم ! صورتم را توی دستهایش گرفت... " کاش هیچوقت اهلی هيچ کس نشده بودم ! کاش!" دوستم فریاد زد که تو تقصيري نداري بس است بس!؟ ...ميدانم از حرفهاي بي سر و ته من کلافه شديد اما این را بگذارید به حساب احوالم که گاهی خوب است و گاهی هم که اصلا احوالی نیست که خوب باشد و یا بد!ا

۶ نظر:

Aslan گفت...

یادت باشه روباه کوچولو، انکس که اهلی میشود پیه گریه کردن را به تن میمالد. تقصیر تو بوده ، شک نکن ، این تو بودی تو ،، که هر روز سر ساعت به انتظار نشستی . تو بودی تو که هر روز جلوتر آمدی ، تو بودی ، تو که گلها را بوئیدی و بوی او را میدادند. این تو بودی و نه او... و امروز او نیست و تو باید گریه کنی! میدانستی ، همیشه ته قلبت میدانستی که روزی خواهی گریست ولی باور نکردی ولی فراموش کردی و امروز روباهکم. روز گریه است. گریه هایت را بکن . زار هایت را فریاد کن و فردا... فردا دوباره وحشی شو ، ازاد شو و اهلی هیچکس نشو. میدانی ، روباه را چه به اهلی شدن؟!؟

Sanaz گفت...

الهام عزیزم میدونی تصویری که از تو دارم یه دختر پر انرژی و شاد است که همیشه توپ بسکتبال به دست در حال دویدن بود و به من بسکتبال یاد داد . حالا هم همان تصویر پر انرژی را از تو در ذهنم دارم که غمگین است ولی میدانم از تمام مشکلات زندگیش قدرتمندتر است . دوستت دارم و دوست دارم شاهد مقاومت و پیروزی ات باشم

نازی گفت...

من نمی دونم مشکل شما چی هست ولی از عشقی که بین شما و پسرتون هست می فهمم که این بچه باید خیلی براتون عزیز باشه.غمتون به هر چی که مر بوط باشه ،فکر نمی کنید باید به خاطر فسقلی تمومش کنید.این همه غصه این بچه را که به نظر حساس و باهوش هم هست از پا در میاره.یه کم به خودتون مسلط باشید.

ideh گفت...

in postet kheyli tiz bood o sangin.eyne ye khanjar raft tahe ghalbam o dar oomad o har chi bood o nabood ba khodesh keshid biroon....
engar na engar...
midooni,to behem gofti ke khoob shodi vali mibinam ke nashodi.mibinam in manam ke daram mesle ye jalad roo zakhmat namak mipasham o hich baakim ham nist....
kash hich vaght ahliye kasi nashode boodi.age nim darsad in harfeto jeddi begiram dige asari azam nemimoone...hich asari....

ناشناس گفت...

yeki bood,yeki nabood....
bad yeho yeki bood!!!!!!!!! vali oon yeki ke bood o mikhast bashe majboor bood nabood beshe!!!!!!!
farghesh in bood ke ooni ke nabood hich kaso nadasht ke saresho begire too sinash o zar bezane o be pahnaye asemoon gerye kone.oonghadr geryasho khord o rikht too delesh ke yeho delesh terekid...khali shod...va por shod az hichi...har chi khast ino be kasi nage nashod,hame fahmidan...
hala ooni ke nabood,az ghosseye in ke boode kasi shode ke dare az pa darmiyad dare leh mishe....
kash ooni ke nabood alan ham nabood.na to ahli mishodi o geryan,na oon nabood o parishan ...
kashhhhh...
vali ooni ke nabood hala hast,hamishe ham hast va baraye hamishe ham khahad bood.hamishe ham toro ba dardet o zendegit o nafaset jeddi gerefte...age to naboodi,alan,ooni ke ghablan nabood,morde bood...khodetam midooni...
ooni ke nabood dooset dare!

baran گفت...

سلام
خيلي نگرانتم
خيلي

مي دوني کوه ها نمي شکنند فرسوده مي شن صخره هاشون خرد مي شه
اما از جاي خودشون تکون تکون نمي خورند
اين رو از سهراب داشته باش :
. سفر مرا به زمين هاي استوايي برد.
و زير سايه آن "بانيان" سبز تنومند
چه خوب يادم هست
عبارتي كه به ييلاق ذهن وارد شد:

وسيع باش،و تنها، و سر به زير،و سخت