شنبه، مهر ۰۸، ۱۳۸۵

دوچرخه

فسقلی: مامان برام دوچرخه میخری؟
من: الان دیگه تابستون تموم شده که...میخوای چی کار؟
فسقلی: خب..میخوام برم با دوچرخه ام بیرون قدم بزنم!ا

۱۱ نظر:

سارا گفت...

ای فسقلی بلا

سیروس گفت...

خب راست میگه بچه دیگه

Nazanin Khanoom گفت...

az tarafe man behesh begoo to bia inja ammat barat mashin mikhare faghat zoodtar biaaaaaaaaaaaa

خشایار گفت...

راست میگه بچه خوب!!! چرا اینقدر اذیتش میکنین؟ تا تابستون بعد چیکار کنه طفلی؟بخرین براش دیگه! حالا شاید اون دوست داشته باشه دوچرخه رو بغل کنه تو خیابون راه بره!شما چیکار دارین؟

خشایار گفت...

ضمنا در مورد تصمیمت برای بازگشت به شما و همسرتون جدا تبریک میگم! من که هنوز به این نتیجه نرسیدم ! شاید منم برگشتم...فعلا که......
نمیدونم!

دایی محسن گفت...

سلام
دنیا بر عکسه بعصی ها حاضرند دار و ندارشون بدند وبیاند جای شماو بعضی ها هم مثل شما راحت می گن می خئایم بر گردیم

mostafa گفت...

وقتی با ماشین میشه رفت و سبزی خرید فسقلی خیلی هم بیراه نمیگه . یا مثلا وقتی پرتاب دیسک جزو مسابقات دو میدانیه

Saghariii گفت...

Khob Ras Gofte ...Ba Mashin Ke Nemikhad Bere Ghadam Bezane Ba 2Charkhsh Mikhad Bere ...

خاموش گفت...

لابد منظورش همون اسب پایینی است.حالا درسته که چهار پا است نه دوچرخه ولی میشه باهاش قدم زد هم سواری گرفت هم قدم زد

شراره مامان بردیا گفت...

سلام الهام بانو جونم. کجایی خانومی؟ چرا یه سری نمیزنی؟ هوووووووووووررررررررررااااااااااا 8 روز دیگه میاین ایران. واقعا چه جالبه.منم عین بقیه خیلی تعجب کردم و شوکه شدم.
راستی یه سفره پهن کردیم کوچول موچول خودمونی بیاین از دستپخت ما هم بچشین باعث سعادته بخدا.
بوس بوس
فسقلی رو هم ماچش کن

نهیب سکوت گفت...

خداییش اول و آخر استدلال این فسقلی شما، خیلی حال کردم،راستی برگشتید ایران وبلاگ نوشتن یادتون نره یه وقت!!ـ