یکشنبه، مهر ۰۲، ۱۳۸۵

نیش زدن

روی تخت دراز کشیده بودم که فسقلی وز وز کنان (بیشتر شبیه نعره بود!) خودشو انداخت روم و داد زد:« من زنبورم میخوام نیشت بزنم!» من زیر دست و پای اون تقلا میکردم و اونم سعی میکرد با دهنش آروم منو گاز بگیره که یعنی نیش زده. پرسیدم:« اصلا میدونی نیش زنبور کجاشه؟» یه کمی آرومتر شد و گفت:«نه!» منم به باسنش اشاره کردم و گفتم:« اینجا!» یه کمی از اشتباهی که کرده بود ، جا خورد و کلافه پرسید:« حالا چه جوری نیش بزنم؟؟»!آ

۱۱ نظر:

یک دوست گفت...

خیلی خندیدم بانو جان، خدا خیرت بده

raheleh گفت...

سلام الهام جون خوبی ؟ خدا کنه همیشه خوب و خوش و سلامت باشی وای که این فسقلی چقدر نازه راست میگه بچه چه جوری نیش بزنه الهی بذار نیش بزنه با همون دندونم خوبه از طرف من ببوسش و مواظبش باش تا درودی دوباره بدرود

خاموش گفت...

با حال بود.این فسقلی هنوز فسقلیه؟آخه فسقلی از کوچولو کوچولوتره.فکر کنم دیگه کوچولو شد
شوخی کردم آخه خودم متوجه نشدم چی شد.

ناشناس گفت...

terekidam elham ....tasavor kon !!!!!!!!!!!!!

shirin گفت...

LOL LOL

عمو اروند گفت...

دوست‌‌دارم بدانم فسقلی چه جوابی از تو گرفته است. امیدوارم که پاسخ تو شبیه پاسخ‌های نادانسته‌های ما از والدین‌مان نباشد. اونها می‌گفتند

بزرگی که شدی خودت می‌فهمی

سارا گفت...

خیلی خیلی با حال بود.خیلی خندیدم

الهام بانو گفت...

برای دوستان توضیح بدم که من جوابی بهش ندادم..چون از شدت خنده نفسم نمیومد و بعد از مدتی اونم از سوال کردن دست برداشت و رفت پی کارش...حالا راستی انتظار داشتید به این سوال خنده دار چه جوری جواب بدم؟؟!ا

mostafa گفت...

خیلی باحال بود
شایدم بد نبود میذاشتی نیششو بزنه بعدا خودش بزرگ میشد میفهمید :)

ناشناس گفت...

baaz ke to gom shodi???

حاج واشنگتن گفت...

شما با اين آموزهاتون بالاخره اين فسقلي رو كلافه ميكنين. بابا ميزاشتين نيششو بزنه. سردرگمش نكنين تو رو خدا